من
بردیا رو آزاد کرد سیمین
طناز از دست فریبرز فرار کرد
پلیس فهمید که فریبرز پاش وسطه رفت خونش ولی سیمین و بردیا قبلش رفته بودن ..
سیمین و فریبرز فرار کردن برن از ایران رفتن خونه رفیق فریبرز که یکی از طلبکارای فریبرز اومد سر وقتشون نمیدونم سیمین چی شد که جیغ زد فک کنم کشته باشنش اینجا تموم شد دیگ
آها مونا هم رفت پیش عزیز از زیر زبونش کشید عزیز گفت فریبرز گفته چاقو رو بزارم توی کیک