2777
2789
عنوان

بیاین بگین کی مقصره

116 بازدید | 17 پست

نزدیک یکساله رابطم با برادرم و خانوادش شکراب شده

قبلا خیلی خوب بودیم

سر یه حرف کوچیک قهر کرد و...بعدم الان فقط در حد سلام باهم حرف میزنیم

در صورتی که برادرزنش موقع عقدشون قهر کرد نیومد ولبچی زنش سریع اشتیشون داد

ولی رابطه ما بهم خورد بیشتر پیاز داغشو زیاد میکرد

خداسرشاهده زنش میشست پشتم حرف میزد تو فامیل

حسادتشم اشکارا بیان میکرد،واقعا از حرفاش خندم میگرفت مثل بچهای ۵ساله حسودی میکرده بهم بعد من احمق اونو دوست خودم میدونستم

خوشحالم که این بحثا باعث شد ذاتشون برام رو بشه

اینو گفتم که بدونید چه ادمیه

الان بقیه ماجرا رو هم میگم

زنش خیلی مغروره و‌خودشو بالا میدونه

وضع مالی خالم اینا متوسطه،بعد یبار خالم جلو‌ اون گفته بود وای فلان مغازه چه شلوار خوبی اورده بود

زن برادرم گفته بود چرا نخریدی؟اخی نکنه پول نداشتی؟

یا مثلا انقد به خالم تیکه انداخته بابت وضع مالیشون که‌چندبار خالم از دست حرفاش نشسته گریه کرده

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

حتی شوهرخالمم یبار بخاطر حرف اونا زد زیر گریهانقد دلم گرفت برای اولین بار خجالت زده شدم که همچین ادم ...

اینارو گفتم که بدونید چقد به خالم بد کردن

دیشب خالم اینا با برادرم و خانومش اومدن خونمون(کلا برادرم هفته ای یبار میاد،قبل دعوامون هرشب میومدن)

زنش با من اصلا حرف نمیزنه خودشم همینطور

من چندبار رفتم سمتشون بهشون دست دادم ولی دیدم به زور دست میدن انقد مغرورن ولشون کرد

فقط در حد سلامم باهاشون

حتی همین خالم می گفت حواست باشه زنداداشت خیلی بد بهت نگاه میکنه میترسم بلایی سرت در بیاره

منم اهمیت نمیدادم

اینارو گفتم که بدونید چقد به خالم بد کردندیشب خالم اینا با برادرم و خانومش اومدن خونمون(کلا برادرم ه ...

تا اینکه دیشب اینا اومدن

منم نشسته بودم

دیدم خالم با زنداداشم حرف میزنه

شوهرخالم با داداشم

مامانمم نشسته تو جمع اونا

کسی نه منو تحویل میگیره نه بابامو

با ما اصلا حرف نزدن انگار غریبه ایم

من که کلا گاوم به هیچی اهمیت نمیدم

ولی بابام خیلی ناراحت شد که خالم با من تک کلمه ای حرف نزد فقط چسبیده بود به زنداداشم بااون حرف میزد

تا اینکه دیشب اینا اومدنمنم نشسته بودمدیدم خالم با زنداداشم حرف میزنهشوهرخالم با داداشممامانمم نشسته ...

نمیخوام منت بزارم بخدا

ولی بابام خیلی به درد خالم خورد،خیلی کمکشون کرد،خداسرشاهده فامیلا دهنشون باز مونده بود بخاطر کارایی که بابام براشون انجام داده

من کلا هیچ رفیقی ندارم،بخاطر اسیبی که دیدم دیگه مثل سابق باشگاهم نمیتونم برم همش تو خونم

بابامم اینارو میبینه 

بعد اونا که رفتن بابام به مامانم کفت دیدی خواهرت امشب اصلا اینو تحویل نگرفت؟چرا وقتای دیگه اینجوری نیست و...

مامانمم که خواهردوست و پسردوست

شروع کرد هرچی از دهنش درومد به منو بابام گفت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز