2777
2789
عنوان

چقد بدم میاد ازجاریم

665 بازدید | 29 پست

دیروزپدرشوهرم زنگ زد گفت بیا درو بازکن(همیشه بی خبر میاد ازیه شهردیگه به فاصله یک ساعت)بعدمن گفتم نیستم امدم خونه خواهرم ناهار،وایستیدآژانس بگیرم بیام بعد گفت نمیخادتوهیچوقت خونه پیدات نمیشه...!!!وبی خداحافظی قطع کرد.بعدش رفتن خونه برادرشوهرم.

منم ساعت دو زنگ زدم گفتم بیایدشام میزارم...بعدش غروب اومده کلی غرغرکه هیچوقت خونه پیدات نیس منم گفتم خبرنداشتم زنگ میزدید جایی نمیرفتم..بعدگف شیراورده بودیم چهارکیلوبه تو چهارکیلو به جاریت.   ،اول بردیم مال اونو دادیم توهم نبودی مال تورم بردیم به اون پخت...بدم اومد ازجاریم که با خودش نگفته ایناکه میرن شام بزارشیرو بدم ببرن...تازه پدرشوهرم میگه حقته نبودی شیر به جاریت رسید منم گفتن نوش جونش


بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

مگه هر دفعه میان نیستی؟ 

تو جرم واضحِ‌شانی، چقدر از تو نگفتند که روی قاتلت انگشت اتهام نباشد (محسن‌ابن‌علی🖤) نوعی سکوت وجود دارد، برای زمانی‌که شما به موضوع تسلط دارید ولی گوینده‌ای نادان با ژستی دانشمندگونه  پر حرفی می‌کند! و شما سخن‌گفتن را بی فایده میبینی! به ویژه که در هر سخن گفتن خطرخودنمایی، خودبرتربینی، فخرفروشی و اظهار فضل وجود دارد!فلذا به سر تکان دادنی بسنده می‌کنی و این روشِ شخصیت‌های رشدیافته می‌باشد.

ول کن بابا سگ خورد ۸ کیلو شیررو میخاد چیکار

بحث شیر نیس بخدا ارزش قائل نشدنه یعنی توخونه نبودی هیچ نباید بهت برسه...بعد پول لازم داشته باشن اول ماییم.همین موردبرامن پیش میومد میگفتن بپز ببریم به بیچاره جاریت خونه نبوده

چه پدرشوهرم داری چقدرراحت هرچی دوست داره میگه توهیچ وقت خونه پیدات نمیشه یا حقت نبودی شیربهت نرسید میگفتی ازاین به بعدخواستم برم جایی ازشمااجازه میگیرم ولشون کن ۴کیلوشیرارزش نداره اعصاب خودتوخوردکنی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792