چندسال پیش خوندم الانم باز میخوامش ولی اسمش یادم نیست
داستانش اینه که یه دختره که مادرش مرده و باباش هم وضع خوبی نداره از خونش فرار میکنه و به دوستش زنگ میزنه و یه مدت میره پیش اون زندگی میکنه بعد با پسرعمه دوستش که اسمش پارساست و وکیله آشنا میشه و عاشق هم میشن اسم دختره یادم نیست ولی فکرکنم مریم