2777
2789

به طرز خیلی ماهرانه ای مثل فیلم سنت شکن  امشب همه ترسامو پشت سر هم تو یه خواب دیدم من لیسانسم ولی زمان دبیرستان و کرونا و رشته تجربی خیلی استرس کشیدم  مغزم وقتی می خواد منو بترسونه  منو در قالب بچه دبیرستانی نشون میده 

این یه ترس زمان دبیرستان

از مدرسه در اومدم و گم شدم ادرس بلد نبودم  ، من جغرافیام ضعیفه همیشه ترس گم شدن دارم 

ترس 2  گم شدن 

گوشی رو برداشتم پیامهای خداحافظی اکسم(دوست پسر سابق) خوندم بعد یکی در گوشم گفت دیدی قرار نیست همه بمونن برات تا همیشه 

ترس 3    از دست دادن ادمای دورم 

و ترس 4 که خیلی عمیقه واسم   و خیلی هم شاید چرت بیاد براتون ولی انقد می ترسم که نمی تونم حتی راجبش بنویسم اونو نمی تونم بگم 


 خدا می گوید نگو بدون آن نمی توانم زندگی کنم ، تو را بدون آن هم زنده نگه می دارم وفصل عوض می شود ، سایه درختانی که سایه می افکنند خشک می شود ، صبر لبریز می شود، یار را که جان و دلت بود غریبه می شود و ذهنت متعجب می شود ، دشمن برمی خیزد و تبدیل به بهترین دوستت می شود ، دنیای غریبی است هر چیزی را که می گویی نمی شود اتفاق می افتد ،می گویی نمی اُفتم ، می افتی ، سقوط می کنی ، عجیب ترینش هم این است می گویی مردم اما زنده می مانی...:)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز