2821
2789
عنوان

خسته ام

89 بازدید | 0 پست

خسته‌ام مثل جوانی که پس از سربازی 


بشنود دوستش از نامزدش دل برده


مثل افسر تحقیق شرافتمندی که به پرونده‌ی جرم پسرش برخورده


خسته‌ام مثل پسر بچه که در جای شلوغ 


بین دعوای پدر مادر خود گم شده است


خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق


که پر از چشم بد و تهمت مردم شده است


خسته مثل پدری که پسر معتادش


غرق در درد خماری شده فریاد زده


مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس


پسرش، پیش زنش، بر سر او داد زده


خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم


دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است 


مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند


زنش اما به قسم خوردن او مشکوک است 


خسته مثل پدری گوشه‌ی آسایشگاه 


که کسی غیر پرستار سراغش نرود


خسته‌ام بیشتر از پیرزنی تنها که


عید باشد، نوه‌اش سمت اتاقش نرود 


خسته‌ام! کاش کسی حال مرا میفهمید


غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است


شده‌ام مثل مریضی که پس از قطع امید


در پی معجره‌ای راهی مشهد شده است 


«علی صفری»

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز