بابام مریضه بدجور عمل شده مشکل روده داره اومدم پیشش شبا تا صبح نمیخوابم که چیزی لازم داشت بم بگه
شوهرمم اومده بعد داشت به خواهرش میگفت به بچه اهمیت نمیده
تازه ۳۰ روز سز شدم خیلی درد دارم فقط شبا شیر خشک میدم میگه تو کلا داری شیرخشک میدی خیلی ناراحتم منی که بعد ۵ رو از زایمانم خدم سر پاشدم تا بچم بتونه ازم شیر بخوره