نمیدونم تبریز دانشجو بود یا چی ولی اسنپ گرفتم اومد حالم بد بود پیاده شدم قرصامو بگیرم میدونین صادرات گاهی گیر داره نکشید برگشتم گفت گرفتین؟بریم؟ گفتم نه و... بعد کارتشو با اصرار داد کشیدم. بعد گفتم عابر صادرات نگه دارین کرایه و پولتونو پس بدم گفت نه باردارین بمونه هروقت همسرتون اومد کارت ب کارت کنه.
اونوقت چند وقت پیش من هزار تومن نقدی کم داشتم، و همشهریمون نمیذاشت پیاده شم بزور چندبار کارتمو کشید با پزش بعد ۱۰۰۰تومنو نمیکشید از اخر گفت برو از مغازه چیزی بخر تا نقدی بدن😐