منم دقیقا خاله هام و داییم همینن
من سی سالمه یبار تو مجردی بهمون سر نمیزدن و حال منو مادرمو نمیپرسیدن
از وقتی ازدواج کردم این سه سال پدرمو دراوردن
منم الان یه ماهه هرچی زنگ میزنن ج نمیدم دیگه فهمیدن نباید خونه منو مسافر خونه فرض کنن
تو این یک ماه دوبار اومدن شهرمون ولی من ج ندادم
این همه بهشون خدمت کردم ولی اصلا مرام ندارن