2777
2789
عنوان

چجوری بگیم مهمون نیاد

| مشاهده متن کامل بحث + 943 بازدید | 58 پست
نه اون یکی دوستم از ترکیه قراره بیاد و هماهنگ کردن. این دخترعمومهاینا بیان شهرمونو به دوستم نمیتونم ...

پس دختر عمو اینقد هم مهم نیس راستشو بگو بگو با دوستت ویلا گرفتین قرارع از ترکیه بیان برین شمال بگو یوقت دیگه بیایین

خدایا دمت گرم ولی اخرش نفهمیدم اینجا که هستم تقدیر منه یا تقصیر من❤ 
چقد منی شماااا

ببین شاید باورت نشه من تازه اون ماه از بیمارستان مرخص شدم دیدم تو راه به سمت خونه بودم یکسره داییم زنگ زده بود حتی با شماره های ناشناس ک فهمیدم خودشه

بعد حالم اصلا جا نبود ک حرف بزنم شوهرم ک ورداشت گفت ما یه ۱۷ نفری هستیم از خوزستان راه افتادیم نیم ساعت دیگه خونتونیم،شوهرممم گفت بابا زنم تازه مرخص شده نمیتونه تکون بخوره داییم گفت مهم نیس حالا ما غذای سنگینی ک نمیخاییم

فکرکن خونه من تا خوزستان۵ ساعت راهشه یارو کی راه افتاده به طمع اینکه من همش خونم از قبلم زنگ نزده هماهنگ کنه.منم گوشیو خاموش کردم تا روز بعد،به والله قسم هنو یک ثانیه نگذشت ک دیدم دارن زنگ میزنن من اصلا ج ندادم تا گورشونو گم کردن رفتن،هم میرم درس میخونم صبحا هم بعدازظهرا میرم سرکار،انقدر بیشعورن ک من باید قید همه چیو میزدم براشون،ولی یبار اینا بهم تعارفم نکردن یبار تو بیا

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خوب تو شوهر کردی شرایط مالی شوهرتم برا توعع شوهرت اونارو نگرفته ک قشنگ یکاری کن نیان بفهمن بدت میاد

ازشون متنفرم حتی فازشون ب منم نمیخوره،خالم کم مونده تو شهرشون یه بنر بزنه شماره منم روش بنویسه ک هرکس اسکان رایگان میخا بیا پیش من

هرسری تمام فک و فامیلشو راه میندازه خونه من،دختراش از من همه بزرگترن ولی نمیان کمکم حتی استکانی بشورن ک مبادا ناخناشون خش بیفته بهشون

ببین شاید باورت نشه من تازه اون ماه از بیمارستان مرخص شدم دیدم تو راه به سمت خونه بودم یکسره داییم ز ...

چه بیشعور اومدن دم خونتون؟ 

  # یک _ مینیمالیست _ با چادر گُل گُلی 🌱                       الــهی بـرقصـانـد خـدا بـه ســاز تـو جـهانـت را         

ببین شاید باورت نشه من تازه اون ماه از بیمارستان مرخص شدم دیدم تو راه به سمت خونه بودم یکسره داییم ز ...

آفرین بت ازت خیلی خوشم اومد قشنگ نشوندیشون سر جاشون 

👈من 👉 آدمی هستم ک اخلاقمو با شعور طرف ست میکنم 🚫پس🚫 اگه یه وقت از اخلاقم ناراحت شدی یه نگاه به شعورت بنداز✌️
چه بیشعور اومدن دم خونتون؟

نمیدونم فقط اینو میدونم ک رفته بودن خونه مادرم ،گفتن تو زنگ بزن تا ورداره حتما ناراحت میشه بفهمه ما نرفتیم پیشش،مامانم گفته دخترم مریضه،اونا گفتن چ اشکال داره مگه میخا چکار کنه،یه وعده موندن خونه مادرم بعد برگشتن خونشون،چون مادرم سنش خیلی بالاس نمیتونه راه بره چ بزسه ب پذیرایی پدرمم حالش خوب نیس همش درد داره اونام دیدن کسی نی بریزه و بپاشه رفتن

ازشون متنفرم حتی فازشون ب منم نمیخوره،خالم کم مونده تو شهرشون یه بنر بزنه شماره منم روش بنویسه ک هرک ...

والا هم تو هم شوهرت خیلی مهربونید من بودم خیلی وخت بود ک سمت شهرمون نمیومدن چ برسه نزدیک خونه اینبار خاستن بیان زنگ زدن بگو خونه نیستم خونه مادرشوهرمم چن روزیه برگردم زنگ میزنم

خدایا دمت گرم ولی اخرش نفهمیدم اینجا که هستم تقدیر منه یا تقصیر من❤ 
نمیدونم فقط اینو میدونم ک رفته بودن خونه مادرم ،گفتن تو زنگ بزن تا ورداره حتما ناراحت میشه بفهمه ما ...

😑😑😑چقدر رو دارن 

مال ما زمان کرونا همچین چیزی شد فامیلامون هی میومدن آخرش بابام گفت کروناست این همه ادم برای چی میاین اخه اونام ناراحت شدن خداروشکر نیومدن دیگه😂

  # یک _ مینیمالیست _ با چادر گُل گُلی 🌱                       الــهی بـرقصـانـد خـدا بـه ســاز تـو جـهانـت را         

والا هم تو هم شوهرت خیلی مهربونید من بودم خیلی وخت بود ک سمت شهرمون نمیومدن چ برسه نزدیک خونه اینبار ...

و بشینن تا زنگ بزنه😂

  # یک _ مینیمالیست _ با چادر گُل گُلی 🌱                       الــهی بـرقصـانـد خـدا بـه ســاز تـو جـهانـت را         

و بشینن تا زنگ بزنه😂

اره 🤣🤣🤣بخدا دوماع پیش تولد پسرم بود من نمیخاستم کسی دعوت کنم پسرم نفهمیده بود پیش مادرشوهرم خاعرشوهرم گفته بود اونام گفته بود مامانت شام بزاره ما شب میایبم شام و کیک بخوریم پسرم اومد گف منم اماده شدم رفتم خونه مادرم شب برگشتم من فاز اینایی ک خودشون خودشون دعوت میکنن نمیفهمم سال تا سال من رنگ خونشون نمیبینم سر سفرشون نمیشینم چرا باید دعوت کنن از انروز با من لج افتادن

خدایا دمت گرم ولی اخرش نفهمیدم اینجا که هستم تقدیر منه یا تقصیر من❤ 
اره 🤣🤣🤣بخدا دوماع پیش تولد پسرم بود من نمیخاستم کسی دعوت کنم پسرم نفهمیده بود پیش مادرشوهرم خاعرش ...

😂😂😂دمت گرم 

  # یک _ مینیمالیست _ با چادر گُل گُلی 🌱                       الــهی بـرقصـانـد خـدا بـه ســاز تـو جـهانـت را         

والا هم تو هم شوهرت خیلی مهربونید من بودم خیلی وخت بود ک سمت شهرمون نمیومدن چ برسه نزدیک خونه اینبار ...

دوستم خیر ببینه اون هی بهم گفت بدبخت تا الان اینا کدوم گوری بودن؟ خودت با مریضیت داری هلاک میشی اینا بدترت کردن،دیدم واقعا جز آزار چیزی ندارن، خیلی قشنگ توجیهشون کردم🤣

😑😑😑چقدر رو دارن مال ما زمان کرونا همچین چیزی شد فامیلامون هی میومدن آخرش بابام گفت کروناست این هم ...

اره عزیزم، بنظرم طبق تجربه ای که توی سالهای زندگیم داشتم نباید آدم از رو تنهایی یه مشت علف هرز دور خودش جمع کنه،یه نفر باشه ولی امیدی باشه و بس

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز