دوستم تازه ازدواج کرده بود ،همش جلو در خونه شون چیز میز میریختن ،اینم میگفت همش دعوا میکردیم باشوهرم
میگفت رفتیم پیش دعا نویس گفت اینکارو کنین ،از اون یادمه ...
خواستگار هم زیاد داشت ،چند نفر عقده کرده بودن بعد ازدواج این ،حدس میزدن کار اوناس..
وگرنه دعا وچهار قل واینارم صددرصد میخوند چون نماز خون بود خودشم..