وقتی خود کشی کرده بودم و بردنم اورژانس تو اون حالم بابام کلی ازم عکس گرفته بعد تو ای سیو ک بهوش اومدم داشت با دکتره بگو بخند میکرد قشنگ قیافه دکتره یادمه برگاش ریخته بود
یا مامانم میاد تو اتاقم میبینه چشام از زور گریه باز نمیشه میگه بیا غذا بخور میره
از شدت توجه و اهمیت دارم نابود میشم وااقعا😂
اهان ی بارم من شهر دیگه دانشجو بودم تصادف کرده بودم لباسام خونی و خاکی بود بعد اینا اومده بودن بهم سر بزنن بابام گف میخوای بیام دنبالت گفتم ن مرسی خودم با اسنپ میام:/
و رفتم تو ی پارک یکم خودمو تمیز کردم رفتم خونه
بعدا ک ب مامانم گفتم تصادف کردم گف آره دیدم لباسات خاکی بود
لباسارو فهمیده اینکه خودم زخمی بودم و کلی گریه کرده بودمو نه😂🚶♂️