جدا شدم ولی خب اصلا کسی باورش نمیشه ازدواج کرده باشم
بعد این با هدف ازدواج اومد کلا آبرومم برد تو در و همسایه میومد در خونه دیدنم و ... عمو هام همسایمونم خانواده اونم در جریان ارتباطش با من هستن الان میگم بیا خواستگاری بهم میگ مادرم مریضه باید راضیش کنم مادرشم میگ ابو الفضل بخواهد ما مشکلی نداریم هی میگه ۲۰ میام هی ۳۰ همش الکی منم بلاکش کردمم کلی هم میاد در خونه زنگ محلش نمیدم نمیدونم کارم خوبه یا نه من واقعا دوستش دازم ولی موقعی قصدش فقط سواستفاده بود چکار میکردم؟؟ نمیدونم دلم میگ جوابش بده ولی میگم چرا چرا وقتی قصدش ازدواج نیست