از مهمونی برمیگشتیم میگفتن چرا اون حرف و زدی چرا اونجوری رفتار کردی چرا... یا با بچه های دیگه مقایسه ام میکردن من درسم خیلی خوب بود و باهوشم به این قضیه افتخار میکردن ولی شلخته بودم کارای خونه بلد نبودم و اینا میگفتن از فلانی یاد بگیر ببین تنهایی یه خونه رو رو انگشت میچرخونه
کم کم کمال گرا هم شدم
کلا خودمو دوس نداشتم الان خیلی بهتر شدم خودم دوس دارم قبلا توی جمع به جز سلام و خداحافظ چیزی نمیگفتم ولی الان تقریبا دارم نرمال میشم