2777
2789
عنوان

بیایید مشاعره

174 بازدید | 10 پست
ازحباب نفسم میفهمم

چیزی از من ته دریا مانده 

مثل جا ماندن قلاب در آب 

بدنم در بدنت جا مانده

از سرزنش دوست تا مضحکه دشمن /تاوان تو را می‌دهم هر روز/ آرزوهام همیشه آرزو موندن

بندِ رختی وسط طوفانم
دستم از پیرهنت کوتاه است
ابرها پشت سرم می‌گریند
اتفاقات بدی در راه است

از سرزنش دوست تا مضحکه دشمن /تاوان تو را می‌دهم هر روز/ آرزوهام همیشه آرزو موندن

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

گر مرا ترک کنی من زِ غمت میسوزم آسمان را به زمين جان خودت میدوزمگر مرا ترک کنی ترک نفس خواهم کردبی و ...

همه رفتند فقط من دیدم
پنجره جِر زد و با طوفان رفت
بیخِ دیوار زنی بی‌سایه
از غبار آمد و با باران رفت

از سرزنش دوست تا مضحکه دشمن /تاوان تو را می‌دهم هر روز/ آرزوهام همیشه آرزو موندن

گفتنی نیست ولی بی تو کماکان در مننفسی هست، دلی هست، ولی جانی نیست.‌..

تمام پیرهنم نخ نمای طوفان است
همیشه حیف شدم از شما چه پنهان است

از سرزنش دوست تا مضحکه دشمن /تاوان تو را می‌دهم هر روز/ آرزوهام همیشه آرزو موندن

تا تو می‌خندی دلم پر می‌کشد یار جانسمتِ تو که پنهان؛ دل به دلم دادی :)

یا نوجوان خام خیابانم

یا مرد بی قبیله ی جایی دور

من کیست؟ من کجاست؟ نمی دانم

اصلا همین منی که منم شاید

ی

از سرزنش دوست تا مضحکه دشمن /تاوان تو را می‌دهم هر روز/ آرزوهام همیشه آرزو موندن

در حسرتِ تو میرم و دانم تو، بی وفا،روزی وفا کنی که نیاید به کارِ من!

ساعت هراس واقعه دارد ، زمان بده
از کوپه های شن زده دستی تکان بده

در چشم باد قافیه ها را قطار کن
یکجا تمام هستی خود را سوار کن

با خود ببر که شهر مدارا نمی کند
این مشت های بسته دهان وا نمی کند

"ما آزموده اییم در این شهر بخت خویش
باید برون کشید از این ورطه رخت خویش"

از سرزنش دوست تا مضحکه دشمن /تاوان تو را می‌دهم هر روز/ آرزوهام همیشه آرزو موندن

ساعت هراس واقعه دارد ، زمان بدهاز کوپه های شن زده دستی تکان بدهدر چشم باد قافیه ها را قطار کنیکجا تم ...

زیباترین حرفت را بگو
شکنجه‌ی پنهان سکوتت را آشکار کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانه‌ای بیهوده می‌خوانید.
چراکه ترانه‌ی ما
ترانه‌ی بیهودگی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست.
حتی بگذار آفتاب نیز برنیاید
به خاطر فردای ما
اگر
بر ماش منتی است؛
چرا که عشق
خود فرداست
خود همیشه است.

💔😔

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792