همیشه دعوا میکرد ولی هیچوقت اینو نشنیده بودم
این همه پول میارم عرضه نداری دوتا کیک بگیری
یه مربا بگیری
همش تو خونه میگیری میخوابی
حیف من برای تو😳😳🙄🙄🙄
حالا کل خریدای خونه با منه
با بچه ۴ ماهه پا میشم میرم
گوشت و میوه و هرآنچه که نیاز خونه ست میخرم
قبلا یه شیفت میرفتم سرکار باهاش تا وقتی بچه مون به دنیا اومد
ایشون ۱۴۰ کیلوان و گفتن که میخوان رژیم بگیرن منم دیگه چیزای مخالف رژیم مث کیک و کره و مربا اینا نگرفتم
به خاطر بچه م هرچی جیغ زد جواب ندادم چون قبلا تهدید کرده بودم بچه به دنیا بیاد یه کم اخلاقشو درست کنه و جلوش داد نزنه وگرنه بچه رو برمیدارم و میرم
حالا بچه خواب بود نمیخواستم قضیه کشبیاد جواب ندادم
تا آروم شد گفتم اون روز فرمودی میخوای رژیم بگیری هروقت تصمیمت عوض میشه یه اعلام بکن علم غیب که ندارم
معمولا بعد دعواهاش خودش پشیمون میشه و گاهی معذرت خواهی میکنه
ولی یه مدته بهش مشکوکم
این جمله رو گفت اصلا شکم خیلییی بیشتر شد🙁
یعنی چی حیف من برا تو😃