زمانبر ترین مشکل من توی زندگی از یاد بردن خاطرات هست
دیگران فکر میکنن من آدم احساساتیای نیستم خشک و جدیام و تک و توک شروع میکنن به خاطره ساختن باهام و گرم گرفتن و وقتی هم که من خیلی پنهانی دارم لذت میبرم از این روابط و دوستیها میبینم که از من کناره گیری میکنن و من میمونم و خاطرات...
نمیدونم چرا مردم شخصیت من رو خشک میبینن فکر میکنن قلب ندارم که چنین کارهای وحشتناکی رو انجام میدن... حافظه خوب خیلی بده