سه روزه اومدیم خونه ی خاله ی همسرم یه شهر دیگس یعنی میزبانیش افتضاحه.تو این سه روز کلا دو وعده غذا ب ما داده اونم ساعت سه و چهار بعدظهر یه وعده برنج و مرغ ی وعده کتلت شامم ک کلا بهمون نداد نون و پنیر هندونه برا شام بهمون داد ی شب دیگشم هیچی نپخت بقیه رو برد براشون نذری گرفت من نرفتم امروز برا ناهار مارو کشونده این خونه این خونه ک برامون غذای نذری بگیره مثه ایناواره ها هر چی شوهرم غر زد بهش ب زور مارو از این سر شهر کشوند اون سر شهر اخرشم هیچی ب هیچی هیچ جاهم ناهار ندادن ک بگیریم اومدیم خونه میگه ابدوغ خیار درست کنم براتون یا تخم مرغ حالا از بداخلاقیای دیگش نگم براتون
اینم بگم من اولین باره اومدم خونش تو این چند سالی ک ازدواج کردم مادرشوهر و بقیه ام بعد ۱۲سال اومدن خونش
بعد ایشون میاد شهر ما مادرشوهرم مهمونش میکنه انقد عزت و احترام بهش میزاره
منم لج کردم ناهار نخوردم
واقعا مهمونداری کامل و عالی زنونگی یه زنو نشون میده