2777
2789

اون طور که دوست دارین و برنامه ریختین پیش نره؟ حالا از هر نظر...

برای من چند بار پیش اومده یکیش عید دوسال پیش داداشم و خانوادش مهمونمون بودن موقع سرو غذا کمی حرارت برنج و زیاد کردم تهدیگش آماده شه که خواهرم با خانوادش سر زده رسیدن و من سرگرم پذیرایی از مهمونای جدید شدم و غذا یادم رفت و برنج سوخت خواستیم غذا از بیرون سفارش بدیم خواهرم و خانم برادرم نذاشتن و غذای اصلی کم اومد خیلی هم شرمنده شدم 😬 

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"

زندایی شوهرم خیلی حساسم هست خونمون مهمون بودن منم خیر سرم کلی سلیقه ب خرج دادم غذا اینا درست کردم یهو وسط سفره پهن کردن پدرشوهرم و مادرشوهرم و خواهرشوهرمو بچهاش سرزده امدن کل مهمونیم بهم ریخت غذا کم امد سفره بهم ریخته یدونه لیوان بیار دوتا قاشق یکی نمیخورد یکی قاشق زد موند یکی با ی دیس سیر نشد اصلا متنفرم از مهمون سرزده

من مه الوده تر از گردنه حیرانم ...بغض باران شده ی چشم تر گیلانم🌱 کاربری هفتم از سال ۹۷ با افرادی که فاقد شعورن وارد بحث نمیشم😌 عاشق اشپزی تو تاپیکای اشپزی تگم کنید 

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

یکیش هم قورمه سبزی و ماهی درست کرده بودم که مهمونمون هیچ کدون و دوست نداشت و برنج و ماست خورد😀

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
زندایی شوهرم خیلی حساسم هست خونمون مهمون بودن منم خیر سرم کلی سلیقه ب خرج دادم غذا اینا درست کردم یه ...

آخ آخ دقیقا آدم خستگیش تو تنش میمونه

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
آخ آخ دقیقا آدم خستگیش تو تنش میمونه

انقد سر سفره پاشدم نشستم غذا کوفتم شد ن میومدن بخورن بقیه ام ی لقمه بخورن ن حداقل میرفتن اونورتر بشینن ما راحت بخوریم لقمه میشمردن دخترای خواهرشوهرم گشنه ام بودنا اولش که کشیدم کلاس گذاشتن نمیخوریم بعد که غذا از جور بودن افتاد امدن سر سفره 😑😑 البته کلا عادتشونه میان میشینن سر سفره نمیخورن فقط لقمه میشمرن متنفرم از این رفتارشون 

من مه الوده تر از گردنه حیرانم ...بغض باران شده ی چشم تر گیلانم🌱 کاربری هفتم از سال ۹۷ با افرادی که فاقد شعورن وارد بحث نمیشم😌 عاشق اشپزی تو تاپیکای اشپزی تگم کنید 
به خداوندی خدا تا حالا مهمون نداشتم که دعوت کرده باشم همشون خودشون میان همیشه هم اعصابم داغون میشه

از قبل اطلاع نمیدن؟ حداقل زود بیان فرصت بشه یه چیز سر هم کرد

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"

یکیش هم سال اول ازدواجم ماه رمضون بود برای افطاری فرنی درست کردم مقدارش زیاد بود مقدار شیر و آرد برنج کم و زیاد شده بود مگه آماده میشد😅اذان داده بود اما من هنوز کنار گاز فرنی هم میزدم😐

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
بعضیا اطلاع میدن اما من تو دلم مونده خودم مهمون دعوت کنم سرزده نیان با خودشونو دعوت نکنن

خوشبختانه سمت ما یا دعوتین یا از قبل اطلاع میدن اما ایام عید معمولا پیش میاد همزمان بیان 

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
خوشبختانه سمت ما یا دعوتین یا از قبل اطلاع میدن اما ایام عید معمولا پیش میاد همزمان بیان

خوب بله عید ادم انتظار داره ولی خونه ما کاروانسراس دیروز یه مرد تقریبا غریبه اومد شوکه شدم از حموم تازه اومده بودم لباس درست تنم نبود قبلشم یکی دیگه اومده بود بدو بدو خونه رو تمیز کن اعصابم نابود شده خسته شدم

ماه رمضون روزه بودم

خانواده شوهرم خواهرا و خاله هاش و بچه ها و عروساشون میخواستن شام و افطار بیان ک شب هم بریم ساحل منم از صبح درگیر پخت پز بودم عصر هم اومدن کمکم ولی خب بیشتر کارو کرده بودم افطارو خوردیم و نصف مهمونا نرسیدن تا بقیه مهمونا اومدن سفره رو براشون پهن کردم کارو سپردم ب خواهر شوهرم خودم رفتم نماز خوندم و لباس عوض کردم .بنده خدا همه  وسایل پذیرایی بیرون جمع کرده بود همه چیزو برده بودن تو ماشین یعنی تو بیست دقیقه ای ک من لباس پوشیدم و نماز خوندم اونا افطار خوردن رفتن پایین منتظر من بودن ۲۴نفر بودن تو خونه آپارتمانی مجبور شدم شام ساندویچ بزارم ،البته بزرگای خانواده هم برای مهمونی تعداد بالا ساندویچ میزارن

خلاصه پارک ساحلی هم رفتیم بچه خواهرشوهرم تو بازی سرش شکست تا نصف شب بیمارستان بود کام همه تلخ شد منم دست تنها از همه پذیرایی میکردم  شوهرم با خواهرش بچه رو برده بودن بیمارستان باش نبود 

اصلا ی وضعی بوداااا هیچوقت اون روز یادم نمیره🖤

خوب بله عید ادم انتظار داره ولی خونه ما کاروانسراس دیروز یه مرد تقریبا غریبه اومد شوکه شدم از حموم ت ...

مرد غریبه 🤔 چطور آخه شوهرت مهمون میاره؟

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز