هرچی بزرگتر مبشم میفهمم چقدر دوسشون دارم که چقدر برام عزیزن و جونم ب جونشون بستست دیروز رفتم خونه مادرم بعد ۲تا داداش دارم بزرگه ک تا منو دید خندید گف بیاینن ک بلای جونمون ک غایب بود اومده🤦♀️😂😂بعد چون هندونه دوس دارم رفت هندونه خرید اورد ریز کرد گفت حتما باید بخوری 😂کوچیکه هم ک الان ۱۸سالشع هی میومد بیخ گوشم میگف شارژ داری؟اگه شارژ نداری بهم ی پیام بده برات میزنم باز میرف میومد میگف خونتون میوه هست؟اگه نیس ب هیچکی نگیا ب خودم پیام بده سریع برات میارم بعد میگفتم بابا بخدا همچبیی دارمممممم بزرگه میگف نه تو از وقتی شوهر کردی اینجا خجالت میکشی یادت رفته مثه کیسه برنج همینجا میوفنادی امر و نهی میکردی بهمون🤣🤣🤣بعد خیلی یواش اومد بیخ گوشم گف پول میخای ؟پول نداری من هستماااا منم هرچی میگفتم بخدا دارم همچیی دارم میگفتن ن تو خجالت میکشی😂😂آخرشم داداش بزرگه دراز کشید گف ی ماساژ نمیدی ب داداشت؟حسابی بهش مشت و مال دادم و بقول خودش خستگیش در رفت
داداش داشتن خیلی خوبه حس غرور داشتم دیروز اینکه مثله کوه حواسشون هست ک کم نیارم ک سختی نکشم و این فقط خوبی یبارشون بود بعدم مثله تموم خاهر برادرا یخمون ک اب شد زدیم تو سر و کله هم و مسخره بازی میکردیم 🤭🤭تنها ارزوم اینه ی دختر خوب و خوش اخلاق مثله خودشون نصیبشون بشه و خوشبخت بشن تو زندگی 🤲🤲
الان میگین پز میدی ولی پز نیست افتخار میکنم ب بودنشون و گاهی لحضه هایی و ک خیلییی ب دلم میشینن دلم میخاد اینجا ب اشتراک بذارم همین 🥲🥲