با اشک و گریه مینویسم تا یکم از دردام کمتر بشه سبک بشم
۷سال پیش همسایشون بودم کم و بیش همدیگرو میدیدیم پسر خوشتیپی بود و منم سنم کم بود ۱۷سالم بود و کلا تو باغ پسر و اینا نبودم دیدمش دلم رفت 🤦🏻♀️
خیلی دخترا دنبالش بودن ولی اون اینحوری نبود هرکی شماره میداد قبول نمیکرد و وو ولی این وسط ها با بعضی ها هم حرف میزد فقط
هروز از مدرسه برمیگشتم همو میدیدم خیلی نگام میکرد و این نگاها دل منم برد