2777
2789
عنوان

عقدمون طولانی شده مشکلم با مادرشوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 1550 بازدید | 82 پست
من خیلی سعی کردم تو این مدت حد مرض نگه دارم میگم شاید شده بخاطر همونم کم بیادمثلا من دوتا جاری دارم ...

خب اگه از حرص تو زیاد بیاد چی؟

از قصد بره رو مخت روزی تو درو براش باز نکنی شر بندازه تو زندگیت 

💗
من رابطه خودمو با مادر شوهرم میگم برای من که خوب بوده شاید برای تو هم خوب باشه همیشه یه مرزی باهاش د ...

چقد عالی مرسی از راهنماییتون واقعا کمک کننده بود سعی میکنم منم همینجوری باشم

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

خب اگه از حرص تو زیاد بیاد چی؟از قصد بره رو مخت روزی تو درو براش باز نکنی شر بندازه تو زندگیت

چه میدونم والا🫤 فعلا که راهی دیگه ای ندارم زن بدجنسی نیستا تا باش خوب باشی بات خوبه نباید بفهمه مثلا پسرش پیرو حرف منه یا حرف منو گوش میده وگرنه باهام بد میشه و خیلی چیزایی دیگه ولی حتی اگه باهات خوبم باشه رو مخه کلا زن رو مخو رو اعصابیه و یکی با اخلاقاش کنار نمیام حتی اگه مادرشخودمم بود رو مخم بود خود همسرمم از رفتاراش گاهی عصبی میشه

چه میدونم والا🫤 فعلا که راهی دیگه ای ندارم زن بدجنسی نیستا تا باش خوب باشی بات خوبه نباید بفهمه مثل ...

اگ اومد خونت پذیرایی کن بعدم یه گوشه سکوت بشین برو تو گوشی و برو تو خودت تا حوصلش سر بره نیاد پیشت

💗
همه چیز بستگی به رفتار خودت داره.ما اوایل نیم ساعت هم با خانوادش فاصله داشتیم ولی چون من ساده بودم و ...

عه منم حیلی حد مرض نگه داشتم با من خیلی رسمیو با احترام سعی میکنن برخورد کنن تا حدودی  و خب کلا رو مخه دیگه یجوری بی چشم رویه

چقد عالی مرسی از راهنماییتون واقعا کمک کننده بود سعی میکنم منم همینجوری باشم

یه تجربه گلگی مادر شوهرو خانواده شوهرو به شوهرت زیاد نکن اون خوب میبینه اما اینکه وسطه رابطه باشه آزارش میده ..واینکه حرف جاری خواهر شوهر و هر کسی رو به مادر شوهر اصلا نگو به هیچ عنوان دورادور حالشونو بپرس اما اینکه فلانی اینجا این و گفت اونجا اون کارو کرد اصلا چه به موقع ضد خودت استفاده میشه و همین طور پیش جاری از پدر شوهر و مادر شوهر نگو و اگه اونا میگن بپیجون و دخالت نکن که بد پات گیر میوفته چوت اکثرا جاریا برای یار کشی سعی میکنن ازین کارا کنن که وارد بازیشون نشو 

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
یه تجربه گلگی مادر شوهرو خانواده شوهرو به شوهرت زیاد نکن اون خوب میبینه اما اینکه وسطه رابطه باشه آز ...

نه من تصن اینجور ادمی نیستم حرف زدنم با مادرشوهرم در حد سلام علیکه نهایت میگه چخبر خانواده خوبن میگم سلامتی خداروشکر اونام خوبن یا گاهی وقتا نیمدونم چه حساب راجب زنداداشام میپرسه منم میگم خداروشکر اونام خوبن زندگیشونو مبکنن در همین حده گاهی وقتایم اون چیزی نگه من هییچی نمیگم 

یه تجربه گلگی مادر شوهرو خانواده شوهرو به شوهرت زیاد نکن اون خوب میبینه اما اینکه وسطه رابطه باشه آز ...

اره دقیقا اینی که میگیو قبول دارم یکی از جاریم مینشست پیشمون از بدی مادرشوهرم خواهرشوهر میگفت که مرف از زیر زبونت بکشه من اکثرا چیزی نمیگفتم و فقط یه لبخند میزدم

نه من تصن اینجور ادمی نیستم حرف زدنم با مادرشوهرم در حد سلام علیکه نهایت میگه چخبر خانواده خوبن میگم ...

آفرین همین خوبه رفتارت همین باشه دیگه کم کم نمیپرسه اکثرا مادرا همینن از بیکاری میخوان ببینن فلانی در چه حاله ازین خبر به اون ببرن ازون به این خبر ببرن دلیلشم بیکاریشونه🥴 

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
اره دقیقا اینی که میگیو قبول دارم یکی از جاریم مینشست پیشمون از بدی مادرشوهرم خواهرشوهر میگفت که مرف ...

باور کن بعضی وقتها همون لبخند هم کار دست آدم میدم به موقعش میگن فلانی شاهد بود فللنی میدونست بازی ای که جاری من اوایل ازدواج سر من در میاورد از پدر شوهر بد میگفت تا به خاسته اش برسه اما وقتی دید من دخالت نمیکنم دیگه نمیگفت البته که با هم سرد شدیم اما اون هنوزم با پدر شوهرم درگیره و البته در حال طلاقه

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
من راستش اینجوری کنم قطعا همسرم خیلی ناراحت میشه ینی خودش میگه مادرم اومد تو بشین پیشش پذیرایی کن رس ...

جلوی شوهرت اینکارا و نکن اتفاقا خیلیم احترام بذار وقتی هست.بقیه مواقع که تنها بودی زیاد بهش رو نده.اینجوری مادرشوهرت بخواد شوهرت و پر کنه دیگه باور نمیکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز