2777
2789
عنوان

شعرررر

158 بازدید | 23 پست

آنقدر درد اینجا بود..

که جانشین بودنم یادم رفت

آنقدر صدای گریه نزدیک شد

که گوشم پر از هق هق است

قهقهه یادم رفت

ذوق چشم هایم خاموش

آرزو های کودکی یادم رفت

دیدم نوجوانی دختر 

کلاس هشتم بود ...

خودش را دار زد

بهت وجودم را گرفت

اشک هایم را یادم رفت

پدر شرمنده ی فرزند میشد

مادر از غم، مو های سفیدش را..

 یادش رفت

دختری آوازش ممنوع بود

دختر دیگر رقصش

آنجا بود که دختر بودنش...

 یادش رفت

دانش آموز درس میخواند..

اما زورش به سهمیه ها نرسید

علم و تعلیم را آنجا یادش رفت

جوانی رفت کار کند

پارتی و پول و دورویی را نداشت

کار و زندگی..

هر دو را یادش رفت

نخبه ای می‌رفت سوی کشوری

 با آینده ای نامعلوم..

 بغض گلو را خورد ولی

کشورش رایادش نرفت

پسری پول نداشت

عاشق شد

عشق را در خودش کشت ولی...

دختر را یادش نرفت

شاعری از درد شعر می‌گفت

چه داشتم میگفتم......

رقص کلمات..

 اهنگ شعرش را یادش رفت

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

شعر زیاد شد دقیقا تاپیک😂از وقتی من علاقه پیدا کردم زیاد شد😂من بلد نیستم زیبا بنویسم ،کاشکی سریعتر ...

آخی:)

قیصر و فروغ بخون و سهراب 

انشالا پیشرفت کنی   

منم ۱۹سالمه می‌خوای باهم شعر بخونیم وبه هم چالش بدیم ‌کمک کنیم وشعر بنویسم ویاهم دیگه اصلاح کنیم ؟

خوشحال میشم:)

ولی نباید زیاد اینجا بیام چون کنکور رو باید بخونم زیاد نیستم اینجا :( 

ولی زمان استراحت اومدم اوکیه:)

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

لباس دانشگاه

yekta737 | 13 ساعت پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز