الان ۲۶ سالمه تجربه ی دوستی نداشتم تا سال ۹۸ که ۲۱ ساله بودم دوستم پیشنهاد داد پیام بدیم به پسری که خوشتیپه و همکارمون معلمه من اولش قبول نکردم ولی بعدش اوکی دادم
دوستم به جام حرف زد و اون آقا قبول کرد و صحبتای ما شروع شد ما مرکز شهر بودیم اون یکی از شهرستانای اطراف ما
بعد دو ماه اومد شهرمون دیدمش اول اینکه خیلی پرادعا بود که همه ی دخترا به من پیشنهاد میدن و کلی از دخترای دانشگاهتون رو بلاک کردم اونقدرم خوش تیپ نبود عکساش ادیت بود و با خود واقعیش فرق داشت موهاش بور و خیلی روشن بود چشماش آبی بود خیلی خودشیفتگیش منو اذیت می کرد ولی کم کم بهم ابراز علاقه کرد و چقدر خوشحال شدم با این همه ادعاش و مغرور بودنش اینارو به من گفته
اما چیزی که خبر نداشتم طرف هوله با خیلیا دوس بوده و اونقدرم خواهان نداره که ادعا داره
من روز به روز بهش وابسته میشدم اما اون چیکار می کرد می گفت فلان دختر گفته تو هرچی بدن ساختی باده قرار گذاشتم مسابقه ی دو گذاشتیم جاش گذاشتم
چتش با دختر رو نشونم میداد که بهش گفت گلم و من خیلی ناراحت شدمو کلی منت کی کرد که چیزی نیست تیکه کلاممه یه جا هم می خواست بگه گفتم که گفتم که حرفشو نصفه گذاشت اوضاع بدتر نشه فکر میکنم همش به خاطر کادو تولد بود که راه اومد
عشق لباس ورزشی داشت براش چندتا فرستادم گفت می خوای بخری و لو رفتم !یه جا تو چت گفت خر و خرمارو باهم می خوام تو خرمایی کادو خره!
یه روز بعد گرفتن کادو گفت هیچی فرضت نکردم اگه گفتم دوستت دارم و آینده ای داریم حالم خوب نبوده
بهم فحش رکیک داد بی احترامی کردگفت حتی مختم نزدم دستم بهت نزدم چه نفعی داشتی برام منم کادورو به روش زدم که بعد گرفتنش عوض شده اونم برخورد بهش و برگرودند ۲۰۰ تومنش رو ۶ ماه بعد هم ازدواج کرد
الان دو تا خواستگار داشتم دیدم دختر لخت فالو کردن درجا رد کردم بدون فکر کردن درموردشون اصلا دیگه معیار خاصی ندارم و دغدغه ی ازدواج هم ندارم فکر میکنم این آدم چشم منو باز کرد ممنونشم
اما شاید هم بدبینم کرده باشه نمیدونم چیکار کنم فکر میکنم مرد ارزش نداره یه عمر از کارم و تفریحام براش بگذرم اون هیزی کنه در خفا یه کارایی کنه که شاید اصلا نفهمم