امروز ظوهر ناهار دعوت کردم خودش و مادرشا با پسرم دعوت بودن.
مامانش به زبون خودشان برگشته میگه از دست این عفریطه هیچی نخور بچت زشت و سیاه میشه💔💔
فک میکونه نمیفهمم یه زمان من پنج سال شهر اینا زندگی کردم زبانشان را میفهمم 🙂💔💔💔💔💔💔
بی خاطری پیسرم هیچی نگفتم ولی مادرشا سپردم به خودا
من از وقتی عروسم آمده خدا منا بکشه اگه اذیتش کرده باشم ...