سر سفره ابگوشت داشتن گفت گوشت کوبیده بردار گفتم مرسی نمیخورم گفت پس چی میخوری گوه میخوری؟
پدرشوهرمم بود اما شوهرم نبود.
بعد گفتم دوست ندارم گفت اره غذای عروسیتونو دوست داشتی حتما(از زمان رزرو تالار تا عروسی ما مدیر تالار عوض شده بود و گند زد به کیفیت کارای تالارو عروسی هم توی شهر ما بود)
منم گفتم یجور میگین انگار پول داشتیم و بهترین تالار رو نگرفتیم پول میدادی به پسرت تا اینجور نشه.
(همه ی کارا و هزینه های تالار رو شوهرم خودش داد)
الانم دیگه روم نمیشه به شوهرم بگم مامانت اینجور حرفایی میزنه بهم چکار کنم؟