2821
2789
عنوان

بچه یک سالم اخلاقش عوض شده

98 بازدید | 10 پست

قبلا اصلا الکی گریه نمیکرد ...یه مدت رفتیم شهرستان به مدت یک هفتع کنار خانوادم ک جمعشون شلوغ بود ..خلاصه الان ک اومدیم خونمون همش گریه میکنه میگه جایی نرو بشین کنارم .  مثلا میخام ظرف بشورم یا دستشویی برم گریه میکنه شدید .  چکار کنم خانوما.  بریدم  .خسته ام ....بهم ریختم ...اعصاب نمونده برام...اگر تجربه مشابه دارید بگید ک چکار کنم ممنونم ازتون

یکم بگذره خوب میشهبا باباش ببرش بیرون پارکی جایی

هر شب میبریمش پارک ...اسباب بازی براش خریدم اصلا انگارن انگار..نکنه چشم خورده؟ اخه همه تعریفشو میکردن ک ارومه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

توی مرحله اضطراب جداییه همه بچه ها همینطورن

هروقت میاد سراغت هرکاری داری بزار کنار بغلش کن بوسش کن باهاش حرف بزن اطمینان بده که کنارشی

دالی بازی هم خیلی بهتون کمک میکنه

قایم باشک بازی،که بفهمه اگه نبینتت تو هستی معنیش این نیست که ولش کردی

هرکاری میخای انجام بدی براش توضیح بده بگو الان مامان میره دستشویی زود میاد

سعی نکن ازش فاصله بگیری که درست بشه چون بدتر میشه

حساسیتش رو کم کن حتی دستشویی نمیزاره بری اشکالی نداره موقع خوابه برر

بعدم تا ۱۸ ماهگی بچه رو نباید ببری جای شلوغ،چون داره امنیت داخلش شکل میگیره

دیدی ناارومه اونجا؟خودشم نمیفهمه چشه فقط میدونه که الان استرس داره،الان یه جوریه،همه چی مثل همیشه نیست

از دایره امنش خارج شده

تا یه سال و نیمگی مسافرت اصلا

بیرونم میرید شب باید برگردید توی خونه خودتون که من این دومی رو زیاد رعایت نکردم😂

ولی کلا الان احساس امنیتش از دست داده چند روز همه چی رو ول کنه فقط کنارش باش بغلش کن،بهش اطمینان بده ک هستی

هر شب میبریمش پارک ...اسباب بازی براش خریدم اصلا انگارن انگار..نکنه چشم خورده؟ اخه همه تعریفشو میکرد ...

اگه از چشم باشه بهتر از همه حرز امام جواد علیه السلامه براش

بگو یه جای معتبر به اسم خودش براش بنویسن و بعد نماز حرز رو بخونین

اللهم عجل لولیک الفرج
توی مرحله اضطراب جداییه همه بچه ها همینطورنهروقت میاد سراغت هرکاری داری بزار کنار بغلش کن بوسش کن با ...

ممنون از راهنماییت گلم...واقعا صبر ایوب میخاد...گاهی اوقات کلافه میشم و داد میزنم از دستش

ممنون از راهنماییت گلم...واقعا صبر ایوب میخاد...گاهی اوقات کلافه میشم و داد میزنم از دستش

نزن تو روخدا اون گناه داره

اون ک نمیفهمه فقط بهت احتیاج داره

اگه تامینش کنی تا هجده ماهگی برطرف میشه این نیاز و درست میشه

اگه تامینش نکنی تا اخر عمرش باهاش میمونه دوراز جونش و بعد میشه از این دخترایی که همیشه ترس از دست دادن داره،ازدواج کنه همه چی خوبه ها ولی انقدر به پسره میچسبه کنترل میکنه چک میکنی ترس همیشه از دست دادنش داره که پسره از دستش فرار میکنه میره


2825
2823
2791
2779
2792