سلام خانمای گلم.من یک سال و نیمه وکیل گرفتم واسه طلاق و مهریه و جهازمو اوردم خونه بابام درواقع اومدم یه شهر دیگه. اول ویژگی خوب وبد شوهرمو میگم.ویژگی خوبش این بود اگه قهر نبود اهل قربون وصدقه و بوس و بغل و تفریح بود...خسیس نبود هرچند واسم عروسی نگرفت به بهانه های مختلف ک خونه ساختم دستم خالیه و فقط لباس پوشیدم واتلیه رفتم ک خودم اخر طلافروختم خرجشو دادم....چشم هیز نبود...مناسبتاروفراموش نمیکرد کادو میخرید.تقریبا مسئولیت پذیر بود...محدودم نمیکرد....جلوی خانوادش احتراممو نگه میداشت ومنم هزاربرابر بهش محبت میکردم و هواشو داشتم.خلاصه خیلی خاطرات خوب باهم داشتیم. ویژگی بد اینه که دوشب بعد عقد فهمیدم یجورایی ناتوانی جنسی داره و بزور قرص بتونه یکاری بکنه،شاید باورتون نشه تواون دوسال ونیم حتی یکبار آ.ب.م.ن.ی ایشونو ندیدم چون انزال معکوس داشت باوجود اینا من به خانواده ها نگفتم موضوع ی این مهمی رو چون خیلی دوسش داشتم....فهمیدم مشکل اعصاب داره وقرص مصرف میکنه و زمانی ک گفتم کنار بزاره به ترامادول روی آورد وخیلی تلاش کردم ک ترک کنه ولی متاسفانه....گه گاهی دست بزن داشت. حرمت خانوادمو شکست طوری ک بابام از خونه بیرونش کرد ومن دوماه قهربودم وباهزار دردسر بابام راضی شد برگردم...ویه اخلاق بد دیگه مدااااام درحال قهر کردن بود ومن همش منتکشی آقارو میکردم وهمش حلی توایشو عوض میکرد....دیگه یجا به خودم اومدم دیدم از روح وروانم چیزی باقی نمونده و درخواست طلاق دادم....بعضی دوستام میگن عجله کردی واسه طلاق....ولی نمیدونید چقد سخته توی اوج نیاز جنسی نری طرف شوهرت چون میدونی کاری نمیتونه بکنه وازاونور بخواه قهرای الکیشو تحمل کنی