بیاید اینجا بنویسیم و برای همیشه رها کنیم.
آموزههای دکتر چاوشی رو در مورد مرزبندی و حریم شخصی سر لوحه کارمون قرار بدیم.
اگه کسی اذیتمون میکنه ازش فاصله بگیریم، اگه شوهرتون حساسه که ما معاشرت کنیم باهاشون، با شوهرتون برید مشاور خانواده. منم رفتم گفت جز سلام خداحافظ تشکر حرف دیگهای نزن. این کار رو تابلو انجام ندید اگه مجبورید برید. به مرور شوهرتون متوجه میشه و دیگه از شما توقع معاشرت نداره.
هر روز و شب به این فکر نکنیم که اونا چی کار کردند.
هلاکویی یه حرفی زد که همیشه یادم میمونه، مشاورههاشو قبول ندارم فقط این جملهاش منطقیه و باید تموم عمر به یاد داشت:
«در جهانی که آدما دارند هم دیگه رو میکشند، من نمیتونم انتظار داشته باشم با من خوب باشند.»
بچهها این توقع غیر منطقیه، چون اینجا بهشت نیست، زمینه، همه چی در همه.
یه حرف دیگه زد گفت: «فکر کردن به اعمال دیگران، مثل اینه که یکی بهتون چاقو زده، بعد شما اون چاقو رو دربیارید، مجددا بزنید به خودتون.»
خب کسی که بدخواهِ شماست، همینو میخواد، چرا به خواستهاش برسه؟! اون آدم اگه روان سالمی داشت که اینجوری نبود.
برای خوب بودن همین کاری نکنید، خوبید، ولی برای بد بودن باید کلی نقشه کشید. خب این نقشه کشیدنا حال کیو اول بد میکنه؟ معلومه، حال چاهکن رو. چاهکن خودش ته چاهه.
من میبینم اونی که یه ریز برام نقشه کشید به چه وضع اسفناکی افتاده، خب من چیزیم شد؟ خودش مریض شد.
اگه ما دنبال پیشرفت شخصی باشیم به هر طریق، نه تو اینستا باشیم و مقایسه باطن زندگی خود با ظاهر زندگی بقیه، انقدر سرمون شلوغ میشه که دیگه نمیایم اینجا بگیم بچهها بیاید بگم دیشب چه خبر بود، به جاش میاید تجاربتون رو به اشتراک میذارید، تازه اگه وقت کنید.
دقت کرده باشید اکثر افرادی که یه تک اینجا شکایت میکنند، مشغله کافی ندارند.