ببین اینجوری ک نبودم
اینطوری شدم
من مجبور شدم مستقل بشم خودم کار کنم خودم خونه بخرم کارامو انجام بدم
چون چیزایی ازش دیدم ک نمیشد روش حساب باز کرد
میگکاراتو ب من بگو ولی وقتی بهش میگفتم فراموش میکرد
یا وقتی میگفت من دوس دارم خرج کنم برات اما ی جاهایی طعنه میزدمیگفت تو هم ی چیزی بگیر برام چقدر خسیسی همش من بفکر توام😐 اون وقت من همیشه در مقابل خرج کردنش جبران میکردم ولی چش نداشت نمیدید