هم این موضوع و هم کنکور با هم علل اصلیشن
بعد از نهایی ها حتی من تا سر کوچه هم نرفتم واقعا انسان سالم هم بعد اون یه ماه امتحانات سخت که شب تا صبح بیدار بودم هم، بیمار میشه چه برسه به من که در طول سال درگیر با افسردگی هم بودم
اجازه هیچ کاری رو بهم نمیدن و همش دعواست میگم برم بیرون میگن نه میگم خب باهم بریم میگن کار داریم ولی بخدا کاری ندارن میگم برم باشگاه میگن تو خونه ورزش کن میگم برم کتابخونه میگن تو خونه دری بخون میگم برم رانندگی یاد بگیرم میگن نه نمیخواد رانندگی به چه دردت میخوره و چشم غره میرن از نظرشون من یه زندانیم و باید همه کارامو توی خونه انجام بدم
سنم کمه اما یه خاستگار داشتم همه چیش هم اوکی بود بدون اینکه به من بگن ردش کردن بدون هیچ دلیلی وقتی که اون آقا نامزد کرد و میخواستیم بریم مراسمش( فامیل بودیم) مادرم قضیه رو گفت
واقعا نمیدونم چرا اینطور باهام میکنن تا میام حرف بزنم اجازه نمیدن حتی وقتی صدامو میبرم بالاتر که حرفمو بگم سریع میگن ما هیچوقت صدامون سر پدر مادرمون بالا نبردیم تو خیلی پرویی و ..💔
بخوام کنکور قبول شم برم از اینحا باید یه روان سالم داشته باشم من چطور با افسردگی شدید درس بخونم اخه