منکه با شوهرم دعوا شد نخاستم برم انقد فامیلامون زنگ زدن گفتم حالم خرابه رفتم چرت بزنم بعد یساعت شوهرم اومد منت کشی رفتیم ولی تو راه بازم بحثمون شد و کل روز اصلا خوش نگذشت بهم
من اگر خسته شبی یک تنه ایران بودم..من اگر لحظه پایانی انسان بودم....خاطرات تو منو زنده نگه داشته هنوز..وسط بی تو ترین نقطه زندان بودم♥️
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیافتد✨رویا ببارد🌦دختران برقصند💃 قند باشد🧁بوسه باشد💋خدا بخندد🤍به خاطر ما که کاری نکردهیم💚🤞🏻من تا آن روز چشم به در خواهم دوخت🕊
منم جایی نرفتم.. اصلا روزای خاص رو دوست ندارم چه عید چه شهادت... نه برنامه های تی وی خوبه تو این روزا نه حال و هواش خوبه...من روزای عادی رو بیشتر دوست دارم
یعنی چی که ما انسان را در رنج آفریدیم و زندگی او مملو از رنجهاست؟میخوام صد سال سیاه نمیآفریدی
شوهرم ماموریته مامانم اینا رفتن بگردن و من با بچه هام تنهام از صبح ،پوسیدم تو خونه ،البته من تقریبا هر روز این اتفاق میوفته برام اما امروز بخاطر عید بودنش دلم شکست
این حاجت اول است و آخر: ((تاول به گلوی اختلاسگر)) تحریم اگر شبیه چاقوست تبعیض گلوله است و خنجر سهم منو تو کجاست ( اگه گفتی😏😏🤔) لعنت به جیبای اختلاسگر 🙂💔