2777
2789
عنوان

خلوت

89 بازدید | 0 پست

مابـه درد بیکسیهای خـود عادت کرده ایم

 نیمه شبها تا سحر با غصه خلوت کرده ایم 

 

بـی وفــایـی در مــرام مــا نمی گنجـد ولی 

بی وفایی کرده با هر کس رفاقت کرده ایم


بارهـا هـر نیمه شب مـا در میــان گریه ها  

بیشمار از ظلم ایـن دنیـا شکایت کرده ایم


آنکه ناحق این دل دیوانه را سوزانده است 

واگـذارش بــر خــدا روز قیــامت کرده ایم


بی خبــر از آنچـه بـود و اتفاق افتــاده است 

حق و ناحق خوب و بد آنرا قضاوت کرده ایم


آنچنـان شرمنـده ایم از محضـر پــروردگار

بسکه از روی ریـا حـق را عبــادت کرده ایم


دستگیـری کـرده باشیم هــر زمان افتاده را 

کعبه را گـویـی نـرفته مــا زیارت کرده ایم


از غــم و از بیکسی دیگر مگو سنگ صبــور

ما بــه درد بیکسیهای خـود عادت کرده ایم


جوادالماسی#  


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز