بچها من نمیدونم دیگه چطور رفتار کنم شما قاضی بگیدفقط توهین ب خودمو شوهرم نباشه
اول اینکه من چندماه عقد کردم همو میخواستیم ولی مادرشوهرم میخواست کس دیگه ای برا شوهرم بگیره بعد منو شاید ۳هفته ماهی ۱بار دعوت کنه منم بدون دعوت نمیرم اونم میرم برمیگرده میگه ما تورو نمیخواستیم بگیریم یا وقت ازدواج شوهرم نبوده یبارم برگشته ب مادرم گفته ک چون ما مهمونشون بودیم مادرم ب احترام میزبان جوابشو نداده
مورد بعدی اینکه من تو این چندماه یکبار مادرشوهرم زنگ نزده بم حالمو بپرسه
و اینکه تو این مدت من فقط یکبار با شوهرم رفتیم بیرون شب چون هم من شاغلم هم همسرم درسته در طول روز ماهمو میبینم ولی خب شب باهم بیرون نبودیم اون ی شب مادرشوهرم ۱۰بار زنگ زد ک کجایی چکار میکنی تو ویلونی فلانی بهمانی چرا نمیایی از اینطور حرفا ک ما چون دیر وقت بود و نزدیک خونشون بودیم من رفتم شب خونشون خوابیدم صب زودم رفتم مادرش از اون روز قیافه گرفته با شوهرم قهره