🔹 روز خوب
باز هم روز پزشك است،
پيامي آمد...
خسته از همهمهء اين همه تبريک كه هست،
به تمام هيجانات زمين مشكوكم!
اينكه عمری ست فقط می بينم،
وقت تقدير و تشكر كه رسيد،
من و ما شعشعهء مطلق انسان هستيم،
و اساطيرِ پر از زمزمه اخلاقی
پشت تفسير طبابت پيداست.
از خودم مي پرسم؛
اينكه امروز مرا هلهله در رخوت تبدار كنند،
يا به دلبستگی عشق
به تبريك همين روز پزشک
همه جا زمزمه در كوچه و بازار كنند،
از همه زخم زبان ها كه به جانم زده اند؛
ذرّه ای مي كاهد؟
اين منم،
خستهء يك عمر پر از در به دری،
كه تهِ هجمه يك حجم پر از ناپدري ميسوزد!
از شما ميپرسم!
كه به جبران همه تهمت و تهديد كه بر دل جاریست،
اين دو خط واژه تبريک،
چه بايد باشد؟
كاش در تجربهء مردم اين آبادی
يك نفر از خط ممتد ميگفت!
اينكه از حمله به طومار پزشك
ريشهء هر چه سلامت خشكيد!
اينكه اين تيشه كه بر ريشه اخلاق زديم،
يك حرم ويران شد!
واژه مبهم تبريك به من ميگويد؛
چيزي از ماده تاريک توالی دارد!
تلخ، اين زمزمه تكراری ،
حملهء دلهرهء فردا هاست!
كاش اين روز پزشك؛
ميتوانست فقط ،
مبدأ سادهء تاريخ رفاقت باشد.
جای اين جوشش تقدير كه در شهر من است،
كاش ميشد تب تخريب فروكش ميكرد!
آی مردم!
امروز ،روز من هست؛
ولی بعد از اين ،
از خدای شب تشويش فقط مي خواهم؛
كاش اين روز پزشك، مطلع آشتی ملّی با من باشد.
روز #پزشك #مبارك
٩٦/٦/١