سلام دوستان من حدودا یک ماه گذشته عمل فیبروم انجام دادم میخواستم تجربیاتم رو بگم کسانی که فیبروم دارن استفاده کنن
حدودا دو سال بود که پریود های شدید و دردناکی داشتم درحدی پریود های بدی داشتم که وقتی حس میکردم دارم پریود میشم تا به سرویس برسم لباس هام خون میشد 😔 شبا تا صبح درد میکشیدم همیشه حس میکردم تو دلم بچه تکون میخوره یه جورایی مثل اوایل که مثل نبض میزنه بعد ها که گذشت کم کم انگار اون بچه داشت بزرگ تر میشد . تو سونوگرافی هایی که رفتم گفتن کوچیکه و جای نگرانی نیست منم دیگه تنبلی کردم و ادامه ندادم درمان رو هر بار پریود شدید میشدم و معذرت میخوام لخته های بزرگ ازم میوفتاد فکر میکردم فیبروم افتاده و میگفتم دیگه راحت شدم خلاصه هر دکتر رفتم بعد از دوره ۶ ماهه آزمایش و سونوگرافی و دارو های مختلف به این نتیجه میرسیدن که باید جراحی بشم ولی میگفتن فیبروم ها جای بدیه و اگه نتونستن فیبروم هارو خارج کنن رحم رو کلا برمیدارن
حتی یکی از دکتر هایی که رفتم بعد از تکرار ۴ باره پاپ اسمیر گفتن که میخواستن مطمئن بشن که من سرطان دارم ینی انگاری کل دنیا رو سرم خراب شد وقتی گفت باید شیمی درمانی بشی من یه پسر ۷ ساله دارم شبی که اون حرف رو شنیدم تاصبح نگاش کردم گریه کردم که بلد از من چی سر بچم میاد🥺صبح که بردمش پیش دبستانی خودمون هم همیشه سر کلاس ها حضور داشتیم روز شهادت حضرت زهرا بود معلم پسرم گفت تصور کنید جای حضرت زهرا باشید و بدونید فردا نیستید میتونید از بچه هاتون دل بکنید؟ منی که دیروزش کلی حرفای ناامیدانه شنیده بودم انقد گریه کردم که حالم بد شد زنگ زدن اورژانس و بستری شدم😔هر بار که بستری میشدم به خانوادم چیزی نمیگفتم چون شاغل بودم معمولا پسرم خونه مادرم بود و از بابت پسرم نگرانی نداشتم وقتی بستری میشدم بدون اطلاع خانواده و اطرافیان تنها بدون همراه و ملاقاتی بستری بودم واقعا برام روزهای وحشتناکی بود ساعت ملاقات یا میرفتم حیات بیمارستان گریه میکردم یا پرده های کنار تخت رو میکشیدم و گریه میکردم از این بابت به مادرم نمیگفتم که بخاطر بستری بودن من هی تو راه خونه و بیمارستان نباشه اونوقت بچه خودم اذیت میشد و از طرفی از بیماری من غصه میخورد خلاصه تصمیم گرفتیم بریم تهران چون دکتر های شهر خودمون کاملا مارو ناامید کرده بودن میگفتن هم سرطان داری هم فیبروم و هم داری یائسه میشی یدونه بچه داری پس رحم رو کامل تخلیه کن تا بدتر از این نشدی
یکی از دوستان دکتری رو معرفی کرد که اقوامشون جراحی شده بود و خیلی راضی بود
وقت گرفتم و رفتیم برای ویزیت
انقدر خانم دکتر مهربون و دوست داشتنی بود از دیدنش حالم خوب شد واقعا
همون آزمایشات شهر خودمون رو دیدن و گفتن نیازی به تکرار آزمایشات و سونوگرافی نیست
گفتن هیچ سرطان هم ندارم
و علائم یائسگی بخاطر وجود فیبروم های زیاد هستش بعد از عمل رفع میشه
از بس خسته شده بودم به خانم دکتر گفتم که زودتر برام وقت عمل بدید هم خیلی درد کشیدم و هم از دکتر رفتن خستم هر بار قرار میشد آزمایش مجدد برم گریه میکردم حالم از هر چی آزمایش و دکتر و سونو های فراوان بهم میخورد
ولی این دکتر کلی با دکتر های دیگه فرق داشت
معاینه کرد و گفت عفونت داشتی عفونت باعث شده دهانه رحمت زخم بشه بخاطر همین تشخیص سرطان دادن زخم رو باید فریز کنن تا خوب بشه چون عفونت هم داشتم عفونت نمیزاشت زخم خوب بشه زخم نمیزاشت عفونت رفع بشه قرار شد ۶ ماه فریز بمونه تا زخم خوب بشه با وجود زخم نمیشد عمل بشم
بازم دکترم دارو داد که شاید اون ۶ ماهه معجزه ای شد و بدون جراحی فیبروم ها دفع شدن
درد زخم به شکلی بود که هر لحظه حس میکردم چاقو میزنن تو دل و واژنم وقتی میرفتیم تهران از درد نمیتونستم بشینم کل راه رو تو اتوبوس وایساده بودم همه فکر میکردن بخاطر اتوبوس و کلی بهم میرسیدن که حالم خوب بشه
ولی برگشتنی کلی دردم کم شده بود چون همونجا دکتر زخمم رو فریز کرد
و اینکه من سرگیجه شدید داشتم که تو شهرمون هیچکدوم از دکترا متوجه نشده بودن دلیلش چیه
ایشون تشخیص دادن بخاطر اینه ک قندم خیلی پایینه
بعد از فریز دیگه درد های روزانم خیلی کم شده بود و هم اینکه حرف های خانم دکتر کلی اميدوارم کرده بود انگاری خدا بهم یه فرصت دوباره برای زندگی داده بود🥺