حدود یکماه پیش یکیو تو همین سایت دیدم گف ازدواج کردم و مشخصاتی ک داد ب رل سابق من خیلی شبیه بود منم ک حساس و دیوانه زنگ زدم ک ازدواج کردی گف ن قطع کردم عصر زنگ زد ک میخواییم بیایم خواستگاری منم حرفاشو باور نکردم چون زیاد شنیده بودم اینو ازش و هربار زیر قولش میزد
درنهایت پنجشنبه اومدن با خانوادش🙂🖤
و منی ک شوکه بودم حتی بلاکش کرده بودم دیدم دم خونمون هستن
ولی بعد رفتنشون مادرم کلی داد و بیداد کرد ک عمرا نمیزارم ازدواج کنید این آدم زندگی تو نیست و فلان منم طبق معمول حال بد و گریه تا چند روز اما انقدر دعوام کرد ک چرا گریه میکنی واسه آدمی ک دوسال نبوده ولی من دست خودم نبود تا سعی کردم کنار بیام چون درد نبودش رو قبلا بارها کشیدم بهتر تونستم کنار بیام مرسی خوندید سعی کردم خیلیییی خلاصه کنم بالا پایین زیااااد داشتیم اما جا نمیشد بخوام بگم