2777
2789
حتما معین بعد هم ابیاحساس میکنم داره دیر میشه برای کنسرت این بزرگان

واقعا حیفه که ۹۹ درصد از عاشق هاشون تو کشور محرومن از کنسرت هاشون 

کاربر آآقا،❤❌هرچند که هرگز نرسیدم به وصالت ،عمری که حرام تو شد ای عشق ،حلالت💔

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

والا من بین داریوش معین ابی سیاوش و شادمهر موندم، کدومو انتخاب کنم؟!

معین را انتخاب کن  ،همشهری عزیزم را🤣

کاربر آآقا،❤❌هرچند که هرگز نرسیدم به وصالت ،عمری که حرام تو شد ای عشق ،حلالت💔

کاش ابی زنده بمونه من برم کنسرتش

کاربری بهم واگذار شده💚کورد هستم💚🌱بژی کورد💚🌱     به درک به درک ب درک اگه اونجوری که میخواستیم نشد دشمن عزیزم که تصور کردی با پیدا کردن کاربریم بردی!من هیچ چیز برای پنهان کردن ندارم در ضمن میدونم پیدام کردی برام مهم نیست حس زرنگ بودن بهت دست نده عزیزم من خودم میدونم 😂

عه چرا مایکل توشون نیست 😀

‌قطره، دلش دریا می‌خواست. خیلی وقت بود که به خدا گفته‌بود.هر بار خدا می‌گفت «از قطره تا دریا راهی‌ست طولانی. راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لیاقت دریا شدن نیست.»قطرہ عبور کرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ایستاد و منجمد شد. قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به آسمان رفت. و هر بار، چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت.تا روزی که خدا گفت «امروز، روز توست! روز دریا شدن.» خدا قطره را به دریا رساند. قطره طعم دریا را چشید. طعم دریا شدن را. اما...روزی قطره به خدا گفت «از دریا بزرگ‌تر، آری از دریا بزرگ‌تر هم هست؟» خدا گفت «هست.»قطره گفت «پس من آن را می‌خواهم. بزرگ‌ترین را. بی‌نهایت را.»‌خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: «اینجا بی‌نهایت است.»آدم عاشق بود. دنبال کلمه ای می‌گشت تا عشق را توی آن بریزد. اما هیچ کلمه‌ای توان سنگینی عشق را نداشت. آدم همه‌ی عشقش را توی یک قطره ریخت. قطره از قلب عاشق عبور کرد. و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید، خدا گفت «حالا تو بی‌نهایتی، زیرا که عکس من در اشک عاشق است :)

خیلی انتخاب سختیه ولی ابی

اگر انتخاب دیگه ای هم داشتم شادمهر

 کاش میدونستم آخرین‌ غروبه، شهرمون جنگه خیابونا شلوغه، دستت تو دستم می دویدیم تو کوچه که ازم گرفتنت با یه گلوله...🕊🩶 برای شادی روح خواهران و برادرانم به آسمان با چشمان گریان می خندم.               پاینده باد ایرانِ کورش؛ ایرانِ فَریان ✨️

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792