شوهر من همش میگه چرا ناراحتی؟ چرا از زندگی راضی نیستی...شما جای من بودید میتونستید راضی و شاد باشید؟
ما ده ساله ترکیه زندگی میکنیم و دانشجو بودیم با شوهرم....انقدررر تنبلی کرد شوهرم که هیچ جا براش کار پیدا نشد...حالا هم میخواد برگرد ایران ور دل ننه و خواهرش که خدای بیشعوری و فتنه و نفهمی و سیاست بازی و زندگی خراب کنن....
منم یه مریضی سنگین داشتم تازه خوب شدم...تمام مریضی ها و مشکلات و بدبختی ها و اعصاب خوردی هام هم از مهرطلبی شوهرم که فقط به این و اون باج و پول میده تا باهاش خوب باشن و بیشعوری و فتنه گری ننه و خواهرشه وقتی میایم ایران..
هرررکاری هم میکنم نمیتونم شاد باشم...
الان فقط مشکلم اینه همش مادرم و خواهرام و شوهرم میگن خوشحال باش چرا خوشحال نیستی؟
بابا من نمیتونم هضم کنم اسن همه بدبختیو