من تازه مهاجرت کردم، و تازه هشت هفته باردار بودم که اولین جنینم اسمانی شد و روحیه بدی داشتم، از قضا امتحان هم داشتم و باید درس می خوندم، اما مادر شوهرم میاد دو ماه و سه ماه خونه ام می مونه، یکسال هست که پدر شوهرم فوت شده ، مادر شوهرم در خونه اش رو در ایران بسته اومده خونه ی من و جاریم به نوبت می مونه، خانم خوب و محترمی هست اما به نظرم خودخواهی کرد چون خواست تنها نباشه اینطوری به ما فشار وارد کرد، چون خونه ی ما کوچیکه و من و همسرم هنوز کار پیدا نکردیم، البته که بدو ورودش کمی پول به عنوان کادو به ما می ده و در واقع پیش خودش بودن طولانی مدتش رو لابد توجیه می کنه، اما من در دوران بعد از سقطم که روحیه بسیار بدی داشتم بدون اینکه نظر من رو بپرسه با یک بلیت یکطرفه اومد خونه ام موند و من توی یک اتاق زندانی شدم چون امتحان داشتم و ایشان توی سال بودند از صبح تا اخر شب. و این قضیه قرار هست دیگه مرتب تکرار بشه و من نمی دونم باید چیکار کنم.