2821
2789
عنوان

ترس از دست دادن

524 بازدید | 27 پست

من ۷ سال وسواس فکری دارم ذهنم میگه من عمر آدمارو بخصوص خانوادمو تعیین میکنم حالا چجوری ؟! مثلا ذهنم میگه فلان کارو انجام بدی یا ندی یکی میمیره من باید با احتیاط هر چی میگه گوش بدم خسته شدم 😓 وقتی ام گوش نمیدم روزها درگیرم و وحشت دارم 

دارو و مشاوره هم فایده نداره 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اگه دارو مشاوره فایده نداشته طب سنتی رو امتحان کن. شما سودای مغزت خیلی زیاده

ذهن هاي بزرگ درباره ي ايده ها صحبت مي کنند، ذهن هاي متوسط درباره ي رويداد ها حرف مي زنند و ذهن هاي کوچک درباره ي ديگران! هرکه را صبح شهادت نیست، شام مرگ هست ، بی شهادت ، مرگ با خسران چه فرقي می‌کند.. هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران جانم فدای اسلام جانم فدای قرآن  حزب الله پیروز است اسرائیل نابود است
اگه دارو مشاوره فایده نداشته طب سنتی رو امتحان کن. شما سودای مغزت خیلی زیاده

طب سنتی هم ۲ ماه پیش رفتم فایده نداشت دکترم گفته باید بستری شم اگ اینجوری ادامه بدم

طب سنتی هم ۲ ماه پیش رفتم فایده نداشت دکترم گفته باید بستری شم اگ اینجوری ادامه بدم

شاید پیش پزشک درستی نرفتی. اگه تهرانی توی پونک امامزاده عینعلی زینعلی یه ساختمان پزشکان هست که همه پزشکان هم پزشکن ینی نظام پزشکی دارن هم تخصص طب سنتی گرفتن اونجا خیلیا مشکلشون حل شده

ذهن هاي بزرگ درباره ي ايده ها صحبت مي کنند، ذهن هاي متوسط درباره ي رويداد ها حرف مي زنند و ذهن هاي کوچک درباره ي ديگران! هرکه را صبح شهادت نیست، شام مرگ هست ، بی شهادت ، مرگ با خسران چه فرقي می‌کند.. هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران جانم فدای اسلام جانم فدای قرآن  حزب الله پیروز است اسرائیل نابود است
چقد سخته فقط خدا میدونه چه عذابی میکشیم شما دقیقا چجوری ای میشه مثال بزنی

افکارم مسخره س

مثلا میخام یه حرفی یا یه رفتاری بکنم یه چیزی تو ذهنم میگه اکه بگی یا این رفتارو کنی تو باعث میشی بلایی سرشون بیاد


یا اگه خداینکرده با پدر مادرم بد صحبت کنم یه چیزی میگه زبونم لال زبونم لال اگه این آخرین بار باشه و دیگه نبینیشون 

سریع زنگ میزنم ده باز عذرخواهی میکنم


یا اگه کار واجب داشته بشم میترسم به پدرم بگم برو تا فلان جا میترسم بره و خداینکرده اتفاقی براش بیوفته


شبا موقه خواب همش نگرانشونم

مرنجان دلم را کاین مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند..

افکارم مسخره سمثلا میخام یه حرفی یا یه رفتاری بکنم یه چیزی تو ذهنم میگه اکه بگی یا این رفتارو کنی تو ...

وای اینا چیزی نیست زود بخوای خوب میشی 

من اوضام خیلی خرابه

شما چطوری هستی مگه

من مثلا این اواخر تو تلوزیون یه اخبار منفی دیدم داشتن واسه سه تا جنازه نماز میت میخوندن بعد ذهنم گفت باید بری دو بار دیگ نیگاه کنی تا بشه ۹ تا وگرنه زبونم لال بشه یکی از عزیزات یا داداشت میمیره !۱ ماه دنبال اون خبر می‌گردم پیدا نمیکنم زندگیمو داغون کردم 

من مثلا این اواخر تو تلوزیون یه اخبار منفی دیدم داشتن واسه سه تا جنازه نماز میت میخوندن بعد ذهنم گفت ...

ایوای تا این حد؟؟؟

منم مثلا گیج خوابم و بشششدت خسته یهو با خودم میگم اگه گوشیتو روشن نزاری ممکنه خدای نکرده اتفاقی بیوفته و زنگت بزنن کمک بخوان و اگه گوشیت خاموش باشه.....


و مجبور میشم پاشم برم گوشیمو بیارم از رو بی آنتن بردارم و سایلنت هم نزارم

مرنجان دلم را کاین مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند..

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز