شوهر ب ی ش رف م طبق معمول با دوست دخترش بود دیشب زنگ زدم چنان فحش کشم کرد که برگشتنی درو قفل کردم راهش ندادم خونه.پسرم گریه کرد گفت گشنمه بخاطر سیر کردن شکممون و پول خرجی که لازم داشتم درو باز کردم چندغاز پرت کرد تو صورتم گفت من نباشم از گشنگی مردید پس خفه شو بشین زندگیتو کن به کارای منم گیر نده دوس دارم با هرکی میخوام باشم همینه که هست .از خدا مرگمو میخوام