بچه ها من وسواس نیستما که مثلا بخوام یچیزی زیادبشورم یاتمیزکنم یاهی بشورم و فک کنم تمیزنشده،ولی اعصابم خیلی داغون میشه خونه کثیف شدن،حرص میخورم،اعصبانی میشم سرهمسرم دادمیزنم،اصلا دست خودم نیس،مثلا یکیش امروز شب خوابیدنی اشپزخانه رو مرتب کردم کابینتهارو پاکیدم خوابیدم،امروز رفته موز گرفته اونم کمی له بود براشیرموز درست کردن،قراره شب درست کنیم،الان اومده یخچال بازکرده کل موزهارو از پلاستیک دراورده تا یدونه برداره،هرچی شیره اش بود که له شده بود ریخت زمین ،داد زدم که چرااینجوزی میکنی مگه نمیبینی اینا له شدن ،میگه خوب چیشده که،دیگه من دیوونه شدم،الان احساس میکنم کل خونه بایدتمیزشه چون پاخورده رو اون شیره ی موزها چسبناک هس دیگه،رفتیم اینور اونور،جونشم ندارم مریضم.
این فقط یه مثال امروز بود،
میبینی خونه رو ازصبح برق انداختم ،عصرش یاشبش سرامیک ها پر ازمومیشه،دیگه اعصاب نمیمونه برام،خودخوری میکنم ،موی پاهای شوهرمم میریزه اوناهس
ناسلامتی ۳ساله که عروسی کردم اومدم خونه ام،
یعنی من وسواسم؟شوهرم چون خانوادش بی سلیقه ان ندیده،بمن میگه وسواسی خونه رو ماه ب ماه تمیزمیکنن،درحالی که ماکلا مادرمم اینطوری بود،خاله امم،باسلیقه ایم،میدونم شاید من یکم شورش دراوردم،درکل میخوام بگم دست خودم نیس چیکارکنم خوب شم؟