خودم صبح با یع خواب خیلی بد پا شدم، ولی بعدش زنگ زدم با مامانم صحبت کردم و کلی اروم شدم ..
بعدشم رفتم امتحان پایانترممو دادم و برگشتم خوابگاه، اماده شدم رفتم خرید..
همسرم ازم خواسته بود یع ست تاپ و شورتک بگیرم ک رو رنگش و یع ویژگی دیگه تأکید داشت، ک اونم رفتم یع فروشگاه و موقعی ک فروشنده داشت مدلا رو بهم نشون میداد، یع ست دیدم ک رنگش همونی بود ک همسرم میخواست ولی مدلش متفاوت بود.. از یع طرف یع ست دیگه دیدم ک رنگش یع جوری بود ک نمیخواستم، ولی مدلش دقیقا همونی بود ک همسر سفارش کرده بود.. و وسط دیدن مدلا، از فروشنده خواستم صبر کنه تماس بگیرم ببینم جناب همسر چ میفرمایند 😁🤣
و گفتن ک جفتشو وردار.. 😁
و آخرم رفتم جفتشو ورداشتم.. فروشنده مرموزانه نگام کرد و یع لبخند معناداری زد 😬
موقع پرداختم نزدیک بود تو حساب کتابا اشتباه پیش بیاد ک خداروشکر حواسم بود و حل شد .. نزدیک بود خیلی بیشتر از اون چیزی ک واقعا میشد هزینه بدم🤣💔
شما چیکاره بودین امروز