دنیا را خیره کردند
با آنکه در دستانتان جزسنگ نبود
چونان مشعل ها درخشیدند
وچونان بشارت از راه رسیدند
ایستادگی کردند،خروشیدند وشهید شدند
آه ای لشکریان خیانت هاومزدوری ها!
هرقدر هم که تاریخ درنگ کند
به زودی،کودکان سنگ،ویران تان خواهند کرد
ای دانش آموزان غزّه!
به ما بیاموزید که چگونه سنگ در دستان کودکان،
حماسه می آفریند؟
ای فرزندان غزّه!
باتمام توانتان بتازیدو
در راهتان استوار بمانید
در گستره ی نبردهاتان پیش بروید
ای دوستان کوچک ما،سلام!
برای چیدن زیتون مهیّا باشید!
درلحظه هایی که درختان زیتون بارور می شوند
و وطنی زاده می شود درچشم ها
وافقی دیگرنمایان،
چهره ی قدس درخشان و
رخساره ی فلسطین پرفروغ وتابان می شود.
سروده ای
از نزارقبّانی ترجمه ی
عبدالرضا رضایی نیا