کل عمرم آدمای بی شعور و حقیر نابودم کردن من حق دارم اینو میدونم حق دارم و هرکسی جای من بود شیراطش خیلی خیلی بدتر ازین چیزا میشد من خیلی قوی هستم که سرپا موندم و فکر انتقامم ولی دارم عذاب میکشم میدونم برای انتقام گرفتن باید منعطف باشم از طرفی اینقدر ازشون بدم میاد که نمیتونم باهاشون منعطف باشم یا حتی به ظاهر منعطف رفتار کنم
و بخاطر همین گاهی چیزای بی ارزش که با یه گوراباش باید فراموش کنم برام یاد آوری میشه و هی تکرار و تکرار