برای من یکم بی ادبیه.
ما عقد نبودیم اونوقت، نشون فقط آورده بودن.
رفتیم با خانواده یه جایی تفریح.
میله بود من از روش نتونستم رد شم. خم شدم از زیر میله رد شم.خیلی خم بودم درست نمیدیدم، نامزدم گفت دستتو بده نخوری زمین. من دستمو دراز کردم که بذارم تو دستش اشتباهی گذاشتم اونجای بنده خدا😐.
بعد ما هم رودربایستی شددددیددد، خجالتی و اینا. وقتی پا شدم اصلا همدیگه رو نگاه نمیکردیم، تا یه ربع بعدش هم حرف نزدیم با هم😂چه اسکول بودیم😂😂