2821
2789
عنوان

بهترین شعر حافظ که خوندم

302 بازدید | 14 پست

بیا که رایتِ منصورِ پادشاه رسید

نویدِ فتح و بشارت به مِهر و ماه رسید


جمالِ بخت ز رویِ ظفر نقاب انداخت

کمالِ عدل به فریادِ دادخواه رسید


سپهر، دور خوش اکنون کُنَد که ماه آمد

جهان به کامِ دل اکنون رسد که شاه رسید


ز قاطعانِ طریق این زمان شوند ایمن

قوافلِ دل و دانش که مَرد راه رسید


عزیزِ مصر به رغمِ برادران غیور

ز قعرِ چاه برآمد به اوجِ ماه رسید


کجاست صوفیِ دَجّالِ فِعلِ مُلحِدشکل

بگو بسوز، که مهدیِّ دین پناه رسید


صبا بگو که چه‌ها بر سرم در این غمِ عشق

ز آتشِ دلِ سوزان و دودِ آه رسید


ز شوقِ رویِ تو شاها بدین اسیرِ فراق

همان رسید کز آتش به برگِ کاه رسید


مرو به خواب که حافظ به بارگاهِ قبول

ز وِردِ نیمْ شب و درسِ صبحگاه رسید

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

این دو روز خیلی فاال حافظ گرفتم 

حس فاالگیر ها بهم دست داده😂😑 ولی جدی برا کاربرا دقیق صحبت کرد نمیدونم چرا برا خودم بعضی وقتا گنک حرف میزد😂😐 البته از حق نگذریم واقعا برا خودمم اکثرا دقیق میگه ولی خب بعضی وقتا اذیت می‌کنه

در هر صورت روحش شاد خدا بیامرزدش 

یاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بود

دیده را روشنی از خاکِ درت حاصل بود


راست چون سوسن و گل از اثرِ صحبتِ پاک

بر زبان بود مرا آن‌چه تو را در دل بود


دل چو از پیرِ خِرَد نَقلِ مَعانی می‌کرد

عشق می‌گفت به شرح آن‌چه بر او مشکل بود


آه از آن جور و تَطاول که در این دامگَه است

آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود


در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز

چه توان کرد؟ که سعیِ من و دل باطل بود


دوش بر یادِ حریفان به خرابات شدم

خُمِ مِی دیدم، خون در دل و پا در گل بود


بس بِگَشتَم که بپرسم سببِ دردِ فِراق

مفتیِ عقل در این مسأله لایَعْقِل بود


راستی خاتمِ فیروزهٔ بواسحاقی

خوش درخشید ولی دولتِ مُستَعجِل بود


دیدی آن قهقههٔ کبکِ خِرامان حافظ

که ز سرپنجهٔ شاهینِ قضا غافل بود


من عاشق این شعر هستم 

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر      لای موهای تو گم کرد خداوندش را ...🥀🥀     دشمنت را هم چو میخ خیمه می خواهم ، مُدام                  سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گــردنش 🥺🥹💫💫
یاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بود دیده را روشنی از خاکِ درت حاصل بود راست چون سوسن و گل از ا ...

خیلی جانسوز بود برام.من که طاقتشو ندارم..ان شاءالله بهترین خیرها و الطاف الهی برات مقدر

خیلی جانسوز بود برام.من که طاقتشو ندارم..ان شاءالله بهترین خیرها و الطاف الهی برات مقدر

مرسی عزیزم همچنین برای شما🌺🌺 شعر امضا خودمم دوست دارم 😁

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر      لای موهای تو گم کرد خداوندش را ...🥀🥀     دشمنت را هم چو میخ خیمه می خواهم ، مُدام                  سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گــردنش 🥺🥹💫💫
2825
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792