از چند ساعت قبل بگین و وقتی رفتین خونش برای شام فلافل از فریزر در بیاره بگه زحمت سرخ کردنشو بکش و همه چی سفره و خرد کردن خودتون مهیا کنید حتی ظرفارو خودتون ببرید بیاری و بشورین بهتون بر میخورد وضع مالیش توپ و الکی بهانه کمر درد داشت و هیچ کاری نکرد اما وقتی شام میاد خونم حتی سرزده من صدمو در حد خودم براس میزارم شما باشین دفعه دیگه چه واکنشی نشون میدین ؟؟ بعد چندین ماهم رفتم خونش دخترم میتونس بمونه کمکی پذیرایی اما رفت بیرون تا ۱۱شب
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
بخوام از خودم بگم یکی که تا میاد خوشی کنه پس گردنی میخوره🙃بابابزرگای عزیزم.کی میشه بیام پیشتون و دوباره ببینمتون؟😔بزرگترین درسی که زندگی بهم داد این بود که هیچکی نمیتونه زندگیتو تغییر بده جز خودت!ای کاش میتونستم به گذشته برگردم و به خودم بگم فکر نکن یه مرد میتونه زندگیتو تغییر بده،پاشو زندگیتو بساز!💔هزاردفه مردم تا بتونم زندگی کنم ولی هردفه شکست خوردم.شاید مرگ واقعی بتونه بهم زندگی ببخشه🙂گاهی دلم میخواد بچه دار شم ولی همینکه یادم میفته خودم قربانی بیتجربگی پدر و مادرم شدم پشیمون میشم.دلم نمیخواد این حرفارو پشت سرشون بزنم ولی اینجا مینویسم که یادم بمونه تا وقتی شرایط درستی ندارم بچه دار نشم😔و در نهایت بهم ثابت شد اونم یکی مثل بقیه اس و برخلاف ادعاش آدم خاصی نبود🙂
لطفا اگرازپستی درتایپکی گذاشتم خوشتون اومدیادرتایپکی کمکتون کردم لطفابرای سلامتی وسربلندی وخوشبختی همسروبچه هام دعاکنید هوای یکدیگر را داشته باشیددل نشکنیدقضاوت نکنیدهنجارهای زندگی کسی را مسخره نکنیدبه غم کسی نخندیدبه راحتی از یکدیگر گذر نکنیدبه سادگیِ آب خوردنبر دیگری تهمت ناروا نبندیدبه حریم آبروی دیگریبدون اجازه وارد نشوید ...آدمها دنیا دو روز است !هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم 💖
از این به بعد نه تنها خونه ایشون بلکه خونه هر کس دیگه بدون دعوت از طرف میزبان نرید، هزارو یک دلیل میتونه داشته باشه این کار پس بهتره برای حفظ احترام صبر کنید تا زمانی که دعوتتون کنن
بستگی به رابطه تون داره اگر والدین باشن یا خواهر برادر چه اشکالی داره خوب کمردرد داشتن شما درست کردی اما اگه این نوع پذیرایی اذیتت میکنه نرو تا دعوت شی
غنچه با دل گرفته گفت: زندگی ... زندگی لب ز خنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است ... گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است ... گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد... تو چه فکر میکنی کدام یک درست گفته اند من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هرچه باشد او گل است ... گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است "قیصر امین پور"