خدا میدونه چند نفر تاحالا عاشقم شدن ولی جرات نکردن بیان بهم یگن
یه سوپری روبرو خونمون هست که قبلا کس دیگه ای اجارش کرده بود
اونموقع ۲۱سالم بود من چهرم ۳، ۴سال کمتر میزنه کلا
یه سوپری روبرو خونمون یود ، یه پسر فک کنم ۱۹، ۲۰ساله اونجا شاگرد بود
از این پسرای واقعاااا مودب و آقا بود
کلا از چهرش و نوع رفتارش مشخص بود( من حسم راجب آدما ۹۰درصد مواقع درست از آب در میاد، ینی یکیو تو نگاه اول میبینم شخصیتشو میتونم حدس بزنم)
من میرفتم خیلیی عادی سلام میکردم. خریدمو میکردم کارت میکشیدم میومدم بیرون
وقتی وارد معازه میشدم انگار یه جورایی ذوق میکرد ، با لبخند نگام میکرد
ولی هیچیی بهم نگفت
دیگه گذشت و ۲سال بعد از اونجا رفت ، تا اینکه دو تاخیابون پایین تر از خونمون دیدمش
یه جوری نگام میکرد
اینجا بود که فهمیدم تو این بیست و چند سال عمرم بلخره یکی عاشق منم شده
حالا دیگه نمیدونم شایدم توهمات خودم بوده
ولی هرچی که بود قشنگ بود
من همش این حس باهام هست که چرا نشده تاحالا پسری بباد بهم ابراز علاقه کنه ، یا مثلا منم حس دوست داشته شدنو تجربه کنم
با خودم میگم حتما لیاقت ندارم دیگه
نطر شما چیه
راست میگین اونی که باید بیاد میاد بلخره؟